عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )
66
المسالك و الممالك ( فارسى )
( 308 ) - طمستان : شهرى در فارس كه عدهاى از روات به آن منسوبند . ( 309 ) - فستكان ، ( بروايت ياقوت فسنجان ) : از نواحى شيراز است . ( 310 ) - جيرفت : شهرى در كرمان از بهترين شهرهاى كرمان و زيباترين و وسيعترين آنها ؛ داراى خيرات فراوان ، نخل بسيار و ميوهجات است رودى در آنجاست ، اما گرمايش شديد است ؛ خرما در آن بسيار است ، جيرفت در دوران عمر بن خطاب فتح شد . ( 311 ) - مكران : اين ناحيه به مكران بن خارك بن سام ابن نوح عليه السلام منسوب است ؛ ولايتى وسيع كه شهرها و روستاهائى را دربر دارد و براى اولين بار در دوران امير مؤمنان على بن ابى طالب به آن لشكر كشيده شد . ( 312 ) - منصوره : در سرزمين سند و قصبهاش ، شهرى بزرگ و داراى خيرات فراوان و مسجد جامع بزرگ است . ( 313 ) - سند : سرزمينى ميان هند و كرمان و سجستان ، و قصبهء سند ؛ شهرى به نام منصوره است و از جمله شهرهايش ذيبل است ؛ در روزگار حجاج بن يوسف فتح گرديد و اكثريت مردمانش بر مذهب ابى حنيفه باشند . ( 314 ) - بلوص : نسلى همچون كردها كه سرزمين وسيعى دارند ؛ بين فارس و كرمان و در كناره كوههاى قفص واقع است ، قدرتشان زياد و تعدادشان بسيار است ، گوسفنددار بوده و خانههايشان از عود است ؛ راهزن و آدمكش نيستند . ( 315 ) - قندابيل : شهرى در سند كه قصبه و ولايتى موسوم به نرهه است . ( 316 ) - ملتان : شهرى از نواحى هند ، در نزديكى غزنه و مردمانش از قديم مسلمان بودند . ( 317 ) - قيقان : در سرزمين سند ، در سمت خراسان است كه مهلب در سال 44 به آن لشكر كشيد . ( 318 ) - بنة : شهرى در كابل ؛ در كتاب فتوح آمده است كه مهلب بن ابن صفرة در سال 44 در روزگار معاويه به حد و مرز سند لشكر كشيد و وارد بنة و لاهور ، كه ميان ملتان و كابل باشند ، شد . ( 319 ) - قندهار : شهرى در سرزمين سند يا هند ؛ گفته شود كه عبادبن زياد به سوى آن لشكر كشيد . ( 320 ) - طيلسان : اصمعى گويد ، طيلسان معرب تالشان است ؛ اقليمى وسيع و داراى شهرهاى زياد و سكنه بسيار از نواحى ديلم و خزر است ؛ وليد بن عقبه در سال 35 آن را فتح كرد . ( 321 ) - ايذج : كوره و شهرى بين خوزستان و اصفهان و از بهترين شهرهاى اين كوره ؛ از آن يخ به اهواز برند ؛ پل ايذج از عجائب دنياست چونكه از سنگ ساخته شده و زلزله در آن بسيار مىشود و معادن فراوان دارد ؛ آتشكدهاى قديمى در آن وجود دارد كه تا روزگار هارون الرشيد روشن بود . ( 322 ) - يهوديه : موضعى در كنار جى مركز اصفهان ، كه ساختمانهاى آن به هم پيوسته بود و اينك آنچه ميان جى و يهوديه بود خراب گشته ؛ و جى محلهاى تنها و